سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنانچه ازشعر سنایی برمیآید او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی غیر از دیوان قصیده و غزل و ترکیب و ترجیع و قطعه و رباعی، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
-
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
-
بخش ۲ - هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شیء علیم
-
بخش ۳ - لیسکمثله شیء و هو السمیع البصیر
-
بخش ۴ - فی وحدانیة الله تعالی
-
بخش ۵ - والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا، صدق الله
-
بخش ۶ - مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالی
-
بخش ۷ - یفعل الله مایشاء، و یحکم مایرید
-
بخش ۸ - مدح سید کائنات و خاتم المرسلین
-
بخش ۹ - و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین
-
بخش ۱۰ - اول ما خلق الله تعالی نوری
-
بخش ۱۱ - مدح امیرالمومنین ابوبکر
-
بخش ۱۲ - مدح امیرالمومنین عمر
-
بخش ۱۳ - مدح امیرالمومنین عثمان
-
بخش ۱۴ - مدح امیرالمومنین علی(ع)
-
بخش ۱۵ - فی قدوم الخضر
-
بخش ۱۶ - در جواب حضرت خضر علیه السلام گوید
-
بخش ۱۷ - در سؤال از عقل کل و جواب او
-
بخش ۱۸ - در جواب عقل «و سقیهم ربهم شراباً طهورا»
-
بخش ۱۹ - در شکایت احوال
-
بخش ۲۰ - فی الشکایه
-
بخش ۲۱ - فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح
-
بخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار
-
بخش ۲۳ - و لقد کرمنا بنی آدم
-
بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاً
-
بخش ۲۵ - اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک
-
بخش ۲۶ - کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون
-
بخش ۲۷ - حکایت
-
بخش ۲۸ - قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء
-
بخش ۲۹ - قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققین
-
بخش ۳۰ - دع نفسک و تعال
-
بخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربه
-
بخش ۳۲ - حکایت
-
بخش ۳۳ - ما رایت شیئاً !لا ورایت الله فیه
-
بخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقه
-
بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر
-
بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنه
-
بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقین
-
بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصل
-
بخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعون
-
بخش ۴۰ - حکایت
-
بخش ۴۱ - ***
-
بخش ۴۲ - فصل در صفت عشق و محبت
-
بخش ۴۳ - اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دار
-
بخش ۴۴ - فصل در اثبات رؤیت الله تعالی
-
بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح
-
بخش ۴۶ - در صفت کبر و عجب
-
بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین
-
بخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائی
-
بخش ۴۹ - الذین یذکرون الله قیاماً وقعوداً و علی جنوبهم
-
بخش ۵۰ - شرف المؤمن استغناؤه عن الناس
-
بخش ۵۱ - فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنه
-
بخش ۵۲ - فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقل
-
بخش ۵۳ - انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون
-
بخش ۵۴ - فصل فی التسلیم
-
بخش ۵۵ - کل یوم هو فی شأن
-
بخش ۵۶ - فصل فی البلا
-
بخش ۵۷ - اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم، فصل فی الضحی والبکاء
-
بخش ۵۸ - کثرة الضحک تمیت القلب
-
بخش ۵۹ - فصل فی الصبر والشکر
-
بخش ۶۰ - الایمان نصفان، نصفه صبر ونصفه شکر
-
بخش ۶۱ - فصل فی العافیه
-
بخش ۶۲ - فاستقم کما اُمرت، و من تاب معک
-
بخش ۶۳ - در تنبیه غافل و مذمّت جاهل
-
بخش ۶۴ - الوحدة خیر من جلیس السوء، والجلیس الصالح خیر من الوحده
-
بخش ۶۵ - اولئک کالانعام بل هم اضل واُولئک هم الغافلون
-
بخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین
-
بخش ۶۷ - و ان منکم الا واردها کان علی ذلک حتماً مقضیاً
-
بخش ۶۸ - فصل در اکل و شرب
-
بخش ۶۹ - فصل فی الرزق
-
بخش ۷۰ - یسئلونک عن الروح قل الروح منامرربی
-
بخش ۷۱ - خطاب به خورشید
-
بخش ۷۲ - والشمس وضحیها والقمراذا تلیها
-
بخش ۷۳ - فصل فی ذم الظلم
-
بخش ۷۴ - حکایت
-
بخش ۷۵ - الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم
-
بخش ۷۶ - در فضیلت عدالت
-
بخش ۷۷ - فصل فی ختم الکتاب