الهی
الهی چه عزیز است آنکس که تو خواهی.
«هیچ کس»
“دلم از اندوه
غمگین است
و کلمات بر دوش قلم
سنگین است
دل من تنگ است
به ژرفای زمستان
چه کسی
عمق زمستان را دید
چه کسی
گریه ی باران را دید
چه کسی
سوختن چوب درختان را
دید
هیچ کس…
م. داداش بهمنی”
چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بی پَرْ وایِ او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نورِ یارم پیش و پس
اندرون قلب هامان
نفس قربانی کنیم
چشمه ی جوشان بگردیم
عشق را جاری کنیم…
گر حسین در کربلا تنها بماند
یاری نماند
حال در کرببلاییم…
مهدی صاحب زمان یاری کنیم.
سلام بر آقای
زمین و آسمان
مهدی صاحب زمان 🌸
معصومه داداش بهمنی.
© حقوق تمام محتوا محفوظ و برای انجمن ادبی استاد شهریار می باشد.