وحشی بافقی
كمالالدین بافقی متخلص به وحشی از شعرای زبردست قرن دهم است. وی در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرتهای دور و دراز احتراز میجست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی بافقی در حدود سال ۹۹۹ هجری قمری درگذشت. مزار وی در محلهٔ سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل، برادر امام هشتم قرار دارد. آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند.
-
بخش ۱ - سرآغاز
-
بخش ۲ - در ستایش پروردگار
-
بخش ۳ - در راز و نیاز با خداوند
-
بخش ۴ - در ستایش حضرت پیغمبر«ص»
-
بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد
-
بخش ۶ - در ستایش حضرت علی «ع»
-
بخش ۷ - گفتار در آرایش و نکویی سخن
-
بخش ۸ - حکایت
-
بخش ۹ - گفتار در نکویی خموشی و عشق
-
بخش ۱۰ - گفتار در چگونگی عشق
-
بخش ۱۱ - حکایت
-
بخش ۱۲ - حکایت
-
بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق
-
بخش ۱۴ - حکایت
-
بخش ۱۵ - گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق
-
بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم
-
بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را
-
بخش ۱۸ - حکایت
-
بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو
-
بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را
-
بخش ۲۱ - گفتار اندر گفت و شنید غلامان شیرین با فرهاد و بردن او را به نزد شیرین مه جبین
-
بخش ۲۲ - گفتار درآوردن خادمان شیرین فرهاد را در نزد آن ماه جبین و دلربایی آن نازنین از فرهاد
-
بخش ۲۳ - گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز
-
بخش ۲۴ - در ستایش معرفت و مقام عشق
-
بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین
-
بخش ۲۶ - در گفتگوی شیرین با فرهاد و تعریف کوه بیستون و مأمور نمودن فرهاد به کندن کوه بیستون
-
بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت
-
بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش
-
بخش ۲۹ - در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید
-
بخش ۳۰ - در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت
-
بخش ۳۱ - در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین
-
بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور
-
بخش ۳۳ - در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون
-
بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت
-
بخش ۳۵ - در ستایش پنهان نمودن راز نهانی که آسایش دو جهانیست
-
بخش ۳۶ - در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به او
-
بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران
-
بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون
-
بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را
-
بخش ۴۰ - نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون
-
بخش ۴۱ - غزل خواندن فرهاد
-
بخش ۴۲ - پاسخ دادن شیرین پرستاران را
-
بخش ۴۳ - در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب
-
بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق