شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست
© تمام حقوق محفوظ و متعلق به انجمن ادبی شهریار می باشد (1402 - 1405)