شمارهٔ ۱

سبحان من یسبّحه الرَّمل فی القفار

سبحان من تقدّسه الحوت فی البحار

صانع مقدّری که شه نیمروز را

منصور کرد بریزک خیل زنگبار

دانا مدبّری که شهنشاه زنک را

پیروز کرد بر شه پیروزه گون حصار

سلطان بنده پرور و قهّار سخت گیر

دیان عدل گستر و ستّار بردبار

گوهر کند ز قطره و شکّر دهد زنی

خار آورد زخاره و گل بردمد زخار

در راه وحدتش دو دلیلند مهر و ماه

بر صنع و قدرتش دو گواهند نور و نار

ای بر در توام سر خجلت فتاده پیش

آخر ز راه لطف بفرما که سر برآر

آنکس که چرخ پیش درش سر نهاده است

بر خاک درگه تو نهد روی اعتذار

شکر تو بی نهایت و فضل تو بی قیاس

لطف تو بیحساب و عطای تو بیشمار

ادراک عقل خیره ز ذات و صفات تو

ذاتت بری ز فخر و صفاتت عری ز عار

دیوانگان حلقه ی عشق تو هوشمند

دردی کشان ساغر شوق تو هوشیار

راتب بران فیض نوال تو انس و جان

روزی خوران خوان عطای تو مور و مار

هر کس که خوار تست ندارد کسش عزیز

وانکو عزیز تست نگوید کسش که خوار

شادی آندلی که غمت اختیار کرد

مقبل کسی که شد بقبول تو بختیار

خواجو چو روی عجز نهادست بر درت

جرمی که کرده است بفضلت که درگذار