شمارهٔ ۲۲ - فی الشکایة من بعضی الارذال
ای سکّه ات قراضه ی اقبال را عیار
بی طلعت دراهم افضال ناسره
طاوس سدره قهقهه ی شوق می زند
بر درگه رفیع تو چون کبک بردره
داری روا که خبث کند در قفای من
هر ناکسی گدای قفا خواره مسخره
ای سکّه ات قراضه ی اقبال را عیار
بی طلعت دراهم افضال ناسره
طاوس سدره قهقهه ی شوق می زند
بر درگه رفیع تو چون کبک بردره
داری روا که خبث کند در قفای من
هر ناکسی گدای قفا خواره مسخره