شمارهٔ ۱
ای غمت مرغ آشیانه ی دل
زلف و خال تو دام و دانه ی دل
نرگس نیمه مست مخمورت
باده نوش شرابخانه ی دل
با سر زلف تست پیوندش
زان مطوّل بود فسانه دل
راستی را خطا نمی افتد
تیر چشم تو بر نشانه ی دل
هر چه جان مرا بخون جگر
جمع گردد کند روانه ی دل
دمبدم بین که می رود بیرون
سیل خونین از آستانه ی دل
خواب در چشم من نمی آید
هر شب از آه عاشقانه ی دل
مطرب عشق می زند هر دم
چنگ در پرده ی چغانه ی دل
ایکه دانی زبان مرغان را
بشنو از مرغ آشیانه ی دل
که جهان صورت است و معنی دوست
ور به معنی نظر کنی همه اوست
شعر ناقص تایپ شده است (تصحیح سهیلی خوانساری صفحهٔ ۵۰۷)