شمارهٔ ۵۸
با دل گفتم چو چشمم از خون دریاست
پیوسته بخون جگرم تشنه چراست
دل گفت چو خون چشمت اصلی گهرست
بر دیده بدارش که جگر گوشه ماست
با دل گفتم چو چشمم از خون دریاست
پیوسته بخون جگرم تشنه چراست
دل گفت چو خون چشمت اصلی گهرست
بر دیده بدارش که جگر گوشه ماست