می گفت دهل دوش بهنگام سحر
کاوازه ی من جهان کند زیر و زبر
چوگان بزدش بر دهن و گفت خموش
بربسته دگر باشد و بر رسته دگر
© تمام حقوق محفوظ و متعلق به انجمن ادبی شهریار می باشد (1402 - 1405)