شمارهٔ ۲۱
از چشم تو هر که می پرستی آموخت
ملک دو جهان بجرعه ئی می بفروخت
چون آتش عشق در دل تنگ افتاد
هر چیز که بود در میان جمله بسوخت
از چشم تو هر که می پرستی آموخت
ملک دو جهان بجرعه ئی می بفروخت
چون آتش عشق در دل تنگ افتاد
هر چیز که بود در میان جمله بسوخت