در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرند

سَمَن بویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانندپری رویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند به فِتراکِ جفا دل‌ها چو بربندند، بربندندز زلفِ عَنبرین جان‌ها چو بگشایند، بفشانند به عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزندنهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانند سرشکِ گوشه گیران را چو دریابند، دُر یابندرخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر […]

صفحه اصلی
نوشتن شعر
جستجو
پروفایل