وای به من

گر با دگران به ز منی وای بمنور با همه کس همچو منی وای همه

تو خود وصالِ دگر بودی

تو خود وصالِ دگر بودی ای نسیم وصالخطا نگر، که دل امید در وفای تو بست ز دستِ جورِ تو گفتم ز شهر خواهم رفتبه خنده گفت: که حافظ برو، که پای تو بست؟

صفحه اصلی
نوشتن شعر
جستجو
پروفایل