تو تمنای من و جان من و یارمنی
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیقبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسیآنچنان در همه جای دل من جا شده ایکه به غیر از تو نباشد دل من جای کسیهمه دنیای مرا برده نگاهت نکندبشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسیمن تماشاگر تصویر توام ماه منیراین چنین هیچ نبودم به تماشای کسیپای تو هستم […]
جز مردنم به ماتم عشق آرزو نبود
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر به چاک سینه مجال رفو نبود دیگر شکسته بود دل و در میان ماصحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبود او بود در مقابل چشم ترم ولیآوخ که پیش چشم دلم دیگر […]
