چشمِ بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد

ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت وان مَواعید که کردی، مَرَواد از یادت در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآی که دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد، مَر آن […]

صفحه اصلی
نوشتن شعر
جستجو
پروفایل