ناصر خسرو

درخت تو گربار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را

دانش

علم‌هایی اهل دل حمالشان علم‌هایی اهل تن احمالشان علم چون بر دل زند یاری شود علم چون بر تن زند تاری می‌شود خویش را صافی کن از اوصاف خود تا ببینی ذات پاک صاف خود هرکه در خلوت به بینش یافت راه او ز دانش‌‌ها نجوید دستگاه

نترس جانم

نترس جانم كه دستانم جدا شدنی نیست ز دستانت… تویی ماهم پریزادم نه یک دل كه صد دل به تو دادم… بدان كه در بند تو باشم آزاد آزادم!

صفحه اصلی
نوشتن شعر
جستجو
پروفایل