بخش ۱۱ - المنشأ
منشأ این خلاف شد میمون
ابن دیصان کافر ملعون
قصّۀ کفر بلعم باعور
خود چو سگ هست در جهان مشهور
بعد از آن زهد و دانش بسیار
رفت و کافر شد آن سگ مردار
کرد انکار صانع بیچون
پس کتب ساخت اندر آن ملعون
تا به جائی رسید حال لئیم
که سگش خواند کردگار کریم
هرچه کمتر از این حکایت شوم
تا در آمد به حکم کالمعدوم
عذرشان خواست ایزد از سر حلم
قوله «مالهم به من علم»
هم توئی ای قدیم فرد اِلاه
وحدت خویش را دلیل و گواه
«شهداللّه» تو بشنو و تو بگو
«انّه لا اِلاه الا هو»
نیست اندر یقین مجال گمان
رو «اَفی اللّهِ شک» برایشان خوان