بخش ۱۲ - الضلال المبین الفرقة الاولی

صابی مشرک ستاره پرست

کوز «انعام بل اضل» بتر است

ازکواکب اثر چو دید اینجا

زان بنگذشت و گفت هست خدا

ساخت مانند کوکب آن تمثال

تا پرستش کند به کفر و ضلال

کرد ممتاز هر یکی در اسم

زیر هر یک نهاد چند طلسم

پس بیاراست آن به زیور و زیب

تا کند با عوام مکر و فریب

بت پرستی از آن پدید آمد

راستی مذهبی پلید آمد

گوید این خود مرا شفیع بود

عقل داند که این بدیع بود

هیچ دیدی جماد ناپروا

بهتر آید ز زندۀ گویا

چون خلیل خدای دید افول

در ستاره، نکرد هیچ قبول

زانکه گردش نشانۀعدم است

نقص و تغییر دایماً بهم است

کرد باطل مذاهب و ثنی

وضع فرمود حکم بت شکنی

قدر کوکب به نزد حق نه کم است

قول «والنجم» آیت قسم است

ظلمت از شرکت آمد اندر ذات

نه ز ادراک نور در آیات