پست بدون عنوان

جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

❤️ف

پست بدون عنوان

به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود

مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت
ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود

پست بدون عنوان

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

روز بزرگمرد شعر پارسی، خواجه حافظ شیرازی، کسی که گفت، هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، مبارک.
انجمن ادبی استاد شهریار

پست بدون عنوان

گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم

دل

گر بَرکَنَم دل از تو و بَردارم از تو مِهر

آن مِهر بَر کِه افکنم؟ آن دل کجا بَرَم؟

پست بدون عنوان

از دیده خون دل همه بر روی ما رود

بر روی ما ز دیده چه گویم چه‌ها رود

پست بدون عنوان

دل خستهٔ من گرش همتی هست

نخواهد ز سنگین‌دلان مومیایی

می صوفی‌افکن کجا می‌فروشند؟

که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبوده‌ست خود آشنایی

پست بدون عنوان

گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر

آری شود، ولیک به خونِ جگر شود

تو

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تا بندهٔ تو شده‌ست تابنده شده‌ست

زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست

روز برگداشت حافظ شیرازی

گفتم که لبت، گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت، گفت زهی حبّ نبات

گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا
شادیِ همه لطیفه‌گویان صلوات

روز بزرگداشت حافظ شیرازی مبارک باد.

صفحه اصلی
نوشتن شعر
جستجو
پروفایل